الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

56

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

هنگامى كه شمّاخ از قلعه بيرون آمد ، مسلمانان او را دستگير كرده و نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آوردند . او به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت كه كنانة مىگويد : آيا مىتوانم پايين بيايم تا با تو صحبت كنم ؟ ! آن حضرت جواب مثبت داد و شمّاخ براى رساندن پيام بازگشت . ( 1 ) مصالحهء يهوديان قلعه‌هاى سه‌گانه با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وى در ادامه مىنويسد : كنانة به همراه چند نفر از يهوديان از قلعه پايين آمدند و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر سر اين موارد مصالحه كردند : 1 . خون كسانى كه در قلعه‌ها هستند حفظ شود و فرزندانشان براى آنها باقى بماند . 2 . يهوديان از قلعه و اراضى آن خارج شوند . 3 . زمين و اموالى را كه در اختيار دارند از قبيل : طلا ، نقره ، سلاح و لباس به جز لباسى كه بر تن دارند ، در اختيار مسلمانان بگذارند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با آنها بر سر اين موارد مصالحه كرد « 1 » و افرادى را فرستاد كه اموال را تحويل بگيرند و افرادى را هم فرستاد تا اسلحه‌ها را تحويل بگيرند . در آنجا هزار نيزه و پانصد كمان عربى با تيردان آن و چهار صد شمشير و صد زره يافتند . ( 2 ) هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قلعه‌هاى نطاة را فتح كرد ، كنانة بن ابى الحقيق را ترس و وحشت فراگرفت و مطمئن شد كه مغلوب خواهد شد ، براى همين شبانه طلا و جواهرات را برداشت و در پوست شترى قرار داد و در خرابه‌اى واقع در قلعهء كتيبه دفن كرد و خاك روى آن را هموار كرد تا كسى نفهمد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پس از فتح از كنانة سؤال كرد كه گنج مخصوص را كه بدان معروف بوده‌اند و زيورهايى كه در پوست شترى قرار داشت و براى مراسم عروسى به مردم مكه عاريه مىداده‌اند ؛ چه كرده است ؟ ! عرض كرد : اى ابو القاسم ، آن را براى مثل چنين روزى نگه داشته بودم ؛ امّا امروز آن را صرف هزينه‌هاى جنگ كرديم . شروع جنگ و كمك به جنگجويان باعث شده است كه چيزى از آن باقى نماند . آنگاه براى تأييد گفته‌هاى خود قسم خورد . ( 3 ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ذمّهء خدا و رسولش را از تو برمىدارم ؛ اگر اين گنج پيش شما باشد ! گفت : قبول است ! سپس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر اين گنج را بيابم ، هر چه از اموال و خون‌هاى شما كه بدان دست يافته‌ام ، براى من حلال است و ذمه‌اى براى شما نيست !

--> ( 1 ) . حلبى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 204 به اين مطلب اشاره كرده است .